 | باروو، شهرکي دور افتاده در آلاسکا و نزديک به قطب که در زمستان هر سال شبي 30 روزه را تجربه مي کند. در آخرين روزي که خورشيد آسمان شهر را براي يک ماه ترک خواهد کرد، شهر مورد حمله گروهي از خون آشام به رهبري مارلو قرار مي گيرد. |
 | رابرت نویل یک دانشمند نظامی ارتش است که تنها بازمانده سالم از فاجعه ای زیستی است که در سال 2009 رخ داد و به موجب ان اکثریت موجودات مردند و عده ای نیز زامبی شدند ! . |
 | داستان اين فيلم در مورد يک زن و دخترش است که زمانيکه سه دزد به خانه جديد آنها در نيويورک وارد شده و در جستجوی مخفيگاه پولها هستند وارد يک بازی تعقيب و گريز می شوند . مادر و دخترش درون panic room که يک اطاق مخفی بوده و برای چنين مواقعی طراحی شده پنهان می شوند اما در می يابند اين اطاق نيز چندان امن نيست و هنوز هم بايستی برای زندگيشان مبارزه کنند . |
 | خلاصه داستان فیلم از این قرار است که جیگساو و آماندا مرده اند . 2 مامور FBI به کاراگاه هافمن در تحقیق و پیگیری مسائل مربوط به وسیله های شکنجه جیگساو و کارهای او کمک می کنند . |
 | سیدنی ویلس که یک نابینا است با اصرار خواهرش تصمیم می گیرد که تحت عمل جراحی سنگین پیوند چشم قرار گیرد . بعد از عمل , سیدنی بینایی خود را کاملا به دست می آورد اما سیدنی نه تنها می تواند تمام اشیای اطراف خود را ببیند بلکه می تواند ماورا و انواع روحهایی که مرده اند را ببیند. به این ترتیب او تصمیم می گیرد به دنبال هویت اهدا کننده ی چشمش بگردد . |